ماجرای عکاس فرانسوی که اربعین حسینی او را متحول کرد

ماجرای عکاس فرانسوی که اربعین حسینی او را متحول کرد

از دیدنش  درشگفت شدم. آهسته تر از پیش سخن می گفت. منقلب بود. از عکسهایش پرسیدم. اصلا برایش مهم نبود. از قصه کربلا می گفت. از عظمت امام حسین می گفت. از شقاوت خلیفه وقت و تنهایی فرزند پیامبر. از نوحه ها، اشکها، بر سینه وسرزدنها، ازاربعین می گفت. او همیشه دوربینش را به همراه خود داشت. اما این بار دوربینش را جاگذاشته بود. او تسلیم شور وحال عاشقان کربلا بود

ادامه مطلب

راه اندازی کمپین حسین کیست؟ در استرالیا

راه اندازی کمپین حسین کیست؟ در استرالیا

به نقل از سایت از شیعه نیوز، هفته گذشته اعضای کمپین «حسین کیست؟» در شهر آدلاید استرالیا اقدام به اجرای برنامه‌ای در دانشگاه سنت کولومبای این کشور کردند تا با معرفی شخصیت عظیم امام حسین (ع) به دانشجویان، الهام بخش آنها در راه مبارزه برای عدالت اجتماعی باشند.

یکی از اعضای این کمپین که از دانشجویان این دانشگاه بود به ایراد سخنرانی درباره امام حسین (ع) و مبارزه او علیه ظلم و ستم پرداخت.

همچنین ضمن این برنامه اعضای کمپین، دانشجویان را به شرکت در خیریه سالانه دانشگاه برای جمع‌آوری مواد غذایی برای نیازمندان در زمستان (فصل فعلی در استرالیا) ترغیب کردند.

کمپین «حسین کیست» یک انجمن خیریه بین‌المللی است که با برگزاری برنامه‌های انسان‌دوستانه متنوع در کشورهای مختلف جهان در معرفی شخصیت امام حسین (ع) به اقشار مختلف مردم می‌کوشد.

منبع سایت شیعه نیوز

تاثیر پیاده روی اربعین در مسلمان شدن جوان مسیحی اوکراینی

تاثیر پیاده روی اربعین در مسلمان شدن جوان مسیحی اوکراینی

به گزارش سایت آستان مقدس حرم امام حسین،جوان اوکراینی به نام رومن در حرم مطهر امام حسین علیه السلام مسلمان و شیعه شد و گفت : تحت تاثیر شخصیت عظیم امام حسین(ع) قرار گرفته و از دیدن صحنه های همبستگی شیعیان و پذیرایی آنها از عزاداران شگفت زده شده است.

ادامه مطلب

خطبه حضرت زینب (س)در کوفه به قلم سید مهدی شجاعی

خطبه حضرت زینب (س)در کوفه به قلم سید مهدی شجاعی

بسم الله الرحمن الرحیم

اشکهایتان نخشکد و ناله هایتان پایان نپذیرد.مثل شما مثل آن زنی است که پیوسته رشته های خود را به هم میبست و سپس از هم میگسست.
پیمانها و سوگند هایتان را ظرف خدعه ها و خیانتهایتان کرده اید.

ای اهل کوفه!
ای اهل خدعه و خیانت و خفت!
گریه میکنید؟!

اشکهایتان نخشکد و ناله هایتان پایان نپذیرد.مثل شما مثل آن زنی است که پیوسته رشته های خود را به هم میبست و سپس از هم میگسست.
پیمانها و سوگند هایتان را ظرف خدعه ها و خیانتهایتان کرده اید.
چه دارید جر لاف زدن، جز فخر فروختن، جز کینه ورزیدن، جز دروغ گفتن، جز چاپلوسی کنیزکان و جز سخن چینی دشمنان ؟!
به سبزه ای میمانید که بر مزبله و سرگینگاه روییده است و نقره ای که مقبره های عفن را آذین کرده است
وای بر شما که برای قیامت

خود چه بد توشه ای پیش فرستادید و چه بد تدارکی دیدید.خشم و غضب خداوند را برانگیختید و عذاب جاودانه اش را به جان خریدید.
گریه میکنید؟!
به خدا که شایسته گریستنید.
گریه هایتان افزون باد و خنده هایتان اندک.
دامان جانتان را به ننگ و عاری آلوده کرده اید که هرگز به هیچ آبی شسته نمیشود. و چگونه پاک شود ننگ و عار کشتن فرزند آخرین پیامبر و معدن رسالت؟!
کشتن سید جوانان اهل بهشت؛ کسی که تکیه گاه جنگتان، پناه گاه جمعتان، روشنی بخش راهتان، مرهم زخم هایتان، درمان دردهایتان، آرامش دلهایتان و مرجع اختلاف هایتان بود.
چه بد توشه ای راهی قیامتتان کردید و بار چه گناه بزرگی را بر دوش گرفتید.
مرگتان باد.
ننگ و نفرین و نفرت بر شما.
در این معامله، سرمایه هستی خود را به تاراج دادید.
بریده باد دستهایتان که خشم و غضب خدا را به جان خریدید و مهر خفت و خواری و لعنت و درماندگی را بر پیشانی خود، نقش زدید.
میدانید چه جگری از محمد مصطفی (ص) شکافتید؟
چه پیمانی از او شکستید؟
چه پرده ای از او دریدید؟
چه هتک حیثیتی از او کردید؟
و چه خونی از او ریختید؟
کاری بس هولناک کردید، آنچنان که نزدیک بود آسمان بشکافد، زمین متلاشی شود و کوه ها از هم بپاشد
مصیبتی غریب به بار آوردید.
مصیبتی سخت، زشت، بغرنج، شوم و انحراف برانگیز.مصیبتی که عظمت زمین آسمان.
شگفت نیست اگر آسمان در این مصیبت، خون گریه کند.
و بدانید عذاب آخرت، خوار کننده تر است و هیچ کس به یاری بر نمی خیزد.
پس این مهلت خدا شمارا خیره و غره نکند.چرا که خدای عزوجل از شتاب در عقاب، منزه است و از تاخیر در انتقام نمی هراسد.
ان ربک لباالمرصاد
به یقین خدا در کمینگاه شماست…

خطبه حضرت زینب (س)در کوفه :به قلم سید مهدی شجاعی

چند دقیقه با حسین باشیم | شب عاشورا

چند دقیقه با حسین باشیم | شب عاشورا

يا دَهْرُ اُفٍّ لَكَ مِنْ خَلِيلِ
كَمْ لَكَ بِاْلا شْراقِ وَالا صيلِ
مِنْ صاحِبٍ اَوْطالِب قَتيلِ
وَالدَّهْرُ لايَقْنَعُ بِالْبَديلِ

وَانَّما الاَمْرُ اِلَى الجَليلِ
وَكُلُّ حَىّ سالِكٌ سَبيلِ
(… يا اُخْتاهُ تَعَزّى بِعَزاءِا للّه
واءعلمى اءَنَّ اَهْلَ الاَرْضِ يَمُوتُونَ وَاَهْلَ السَّماءِ لا يَبْقُونَ

وَاءَنَّ كُلَّ شَىْءٍ هالِكٌ اِلاّ وَجْهَاللّه الذَّى خَلَقَ الاَرْضَ بِقُدرَتِهِ
وَيَبْعَثُ الْخَلْقَ فَيَعُودُونَ وَهُوَ فَرْدٌ وَحْدَهُ اَبى خَيْرٌ مِنّى
وَاُمّى خَيْرٌ مِنِّى وَاَخِى خَيْرٌ مِنِّى وَلِىَ وَلَهُمْ
وَلِكُلِّ مُسْلِمٍ بِرَسُولِاللّهِ اُسْوَةٌ …

يا اُخْتاه يا اُمَّ كُلْثُومَ يا فاطِمَةُ يا رَبابُ
انظرنْ اِذا قُتِلْتُ فَلا تَشْقُقْنَ عَلَىَّ جَيْباً
وَلا تَخْمُشْنَ وَجْهاً وَلا تَقُلْنَ هَجْرا)ً

ترجمه و توضيح :
از امام سجاد عليه السلام نقل شده است كه در شب عاشورا پدرم در ميان خيمه با چند تن از يارانش نشسته بود و (جَون ) غلام ابوذر مشغول اصلاح شمشير امام عليه السلام بود آن حضرت به اين اشعار مترنم و متمثل گرديد:
اى دنيا!

اف بر دوستى تو كه صبحگاهان و عصرگاهان چقدر از دوستان و خواهانت را به كشتن مى دهى كه به عوض قناعت ورزى و همانا كارها به خداى بزرگ محول است و هر زنده اى سالك اين راه
امام سجاد عليه السلام مى گويد: من از اين اشعار به هدف امام عليه السلام كه خبر مرگ و اعلان شهادت بود پى بردم و چشمانم پر از اشك گرديد ولى از گريه خوددارى كردم ، اما عمه ام زينب كه در كنار بستر من نشسته بود با شنيدن اين اشعار و با متفرق شدن ياران امام ، خود را به خيمه آن حضرت رسانيد

و گفت :

و اى بر من ! اى كاش مرده بودم و چنين روزى را نمى ديدم ، اى يادگار گذشتگانم و اى پناهگاه بازماندگانم گويا همه عزيزانم را امروز از دست داده ام كه اين پيشامد، مصيبت پدرم على و مادرم زهرا و برادرم حسن عليهما السلام را زنده نمود.
امام عليه السلام به زينب كبرى تسلى داده و به صبر و شكيبايى توصيه نمود و چنين گفت :(يا اُخْتاهُ تَعَزّى بِعَزاءِاللّه …؛) خواهر! راه صبر و شكيبايى را در پيش بگير و بدانكه همه مردم دنيا مى ميرند و آنانكه در آسمانها هستند زنده نمى مانند، همه موجودات از بين رفتنى هستند مگر خداى بزرگ كه دنيا را با قدرت خويش آفريده است و همه مردم را مبعوث و زنده خواهد نمود و اوست خداى يكتا.

پدر و مادرم و برادرم حسن بهتر از من بودند كه همه به جهان ديگر شتافتند و من و آنان و همه مسلمانان بايد از رسول خدا پيروى كنيم كه او نيز به جهان بقا شتافت ).
سپس فرمود:

(خواهرم ام كلثوم ! فاطمه ! رباب ! پس از مرگ من گريبان چاك نكنيد و صورت خود را نخراشيد و سخنى كه از شما شايسته نيست بر زبان نرانيد).
پی نوشت :
۱- انساب الا شراف ، ج ۳، ص ۱۸۵٫ طبرى ، ج ۷، ص ۳۲۴٫ كامل ، ج ۳، ص ۲۸۵٫ ارشاد مفيد، ص ۲۳۲٫ مقتل خوارزمى ،ج ۱،ص ۳۲۷٫تاريخ يعقوبى ،ج ۲، ص ۲۴۴٫ و اخبار زينبيات عبيدلى متوفاى ۲۷۷